مشترك مورد نظر
داستانک . داستان کوتاه کوتاه . مينيمال . فلش فیکشن . میکروفیکشن
پاییز - 43
از پاییز خیلی بدش می آمد. اولش فکر کردم شاید به خاطر باز شدن مدرسه هاست. اما او شاگرد ممتاز بود و دلیلی نداشت از درس و مدرسه بدش بیاید... کاش دلیلش را از او نپرسیده بودم. با اکراه جواب داد؛ گفت: پاییز منظره اش قشنگ است اما جارو کردن برگهای خشک درختها مصیبت است ... بیچاره بابا!
2 نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 18 به قلم محمد مبيني |
قناري - 42
يك هفته خودش را در خانه زنداني كرد. روزها پشت پنجره مي ايستاد و مردم را كه آزادانه زندگي مي كردند نگاه مي كرد. ... آخر هفته، حميد تلفن كرد:... يه هفته فرصتت تموم شد؛ بالاخره اين قناريا رو ميخواي يا نه؟
2 نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 23 به قلم محمد مبيني |